ژیوا

"از خودم شروع کردم"

ژیوا

تحمل کن

با خط نستعلیق خیلی ظریف و قشنگ نوشته بود: یاد بگیر صبر کنی، هرچیزی توو زمان خودش اتفاق میوفته!!!!

اگه میشد براش می‌نوشتم: هی! تو یاد بگیر فقط حرف نزنی این روزا حرفا باد هواس به کار کسی و امثال من نمیاد. بجاش فقط یاد میگیرم تحمل کنم. وقتی صبر میکنی یعنی باور داری یعنی منتظری چیزی تغییر کنه ولی وقتی تحمل میکنی؛ فقط تحمل میکنی. گوله میشی، سفت میشی، عصبانی میشی، سگ هار میشی، اشک میریزی، نعره میزنی، پر میشی خالی نمیشی، بدتر که میشی ولی بهتر نمیشی...

توو تحمل کردن هیچ امیدی نیست هیچی نیست چون میدونی قرار نیست چیزی درست شه چون همینی که هست میخوای بخواه نمیخوای نخواه همینی که هست. چون میدونی نخوای هم باید بخوای......

دیروز دکتر کا زاد داشت خصوصیات کل .احد یکی یکی میگفت به من چاره ناچار که رسید گفت: فلانی هم زیاد فکر میکنه! حتی بابت یه حرف و جمله هم فکر میکنه. بعد نگام کرد و گفت فلسفه هیچی توش نیست و تهش آدم دیوونه میشه..........

اینکه چرا فکر کرد من فلسفه میخونم چرت محض بود و اهمیتی نداره ولی اینکه فهمیده من خیلی فکر میکنم لعنت بهش آدم باهوشیه....

شاید چون مثل منه....! یا من مثل اون........

دلم میخواست حرف بزنم ولی نزدم . به درک اصن.

ژیوا
Sun 21 Dec 2025
1:5 PM
درحال بارگذاری..