نشخوار ذهنی + مارکز
بعد کار و عیادت از یه دماغ کرده که واقعا چیز خاصی نبود و یه عمل دماغ بود؛ رفتم باشگاه .
یعنی ها بخدا اگه ورزش نبود از اینم دیوونه تر میشدم. شک ندارم باید بستری میشدم .
دیروز که از خونه الف اینا اومدم چندتا کتاب بهم داد که بخونم و بلکه مغزم خفه خون بگیره و دست از سرم برداره. امروز عشق در زمان وبا از مارکز دست و پا شکسته میخوندم؛ نه تنها مغزم خفه نشد بلکه مارکز هم بهش اضافه شد!!
با خودم چیکار کنم من؟ با من چیکار کردن ؟ این نشخوارها از کجا اومد؟ چی شد که شدن نشخوار اصن؟!
ژیوا
Sat 24 Aug 2024
10:59 PM
درحال بارگذاری..