ژیوا

"از خودم شروع کردم"

ژیوا

اسمش زندگیه!

اینکه دیشب سگ های غرب خوابیدن و من نخوابیدم دروووغ نگفتم!

الان کاملا تخصص اینو پیدا کردم که بیمارستان بعنوان نرس استخدام بشم . شایدم یه کمد بگیرم وسایلم نبرم بیارم همینجا بزارم من که کارم شده بیا برو :))))

پاتوقِ من و داداش کوچیکه که هیچوقت باهم سازش نداشتیم و یه مدته فکر میکنم این سه سااال چقدر از من بزرگتر شده! کافه بخش ۴ بیمارستان شده :))

هربار همو اینجا میبینیم میگه: بریم یه قهوه بخوریم؟ میدونه قهوه دوست دارم میدونم قهوه نمیخوره و فقط اسپرایت بر میداره ولی دیگه چیزی بهش نمیگم دیگه غر نمیزنم. با یه بریم یکم خوشحالش میکنم...

دیشب میگفت چی شده دیگه غر نمیزنی پولاتو جمع کن حروم خواهرت نکن.

نگاش کردم گفتم: بعدا خودت میفهمی....

منتظرم آخر سال کسی ازم بپرسه ۴۰۴ خوب بود؟ اونوقت توو تخم چشاش نگاه کنم و شایدم بزنم توو گوشش :) 🤷🏻‍♀️

ژیوا
Thu 18 Dec 2025
10:15 AM
درحال بارگذاری..