ژیوا

"از خودم شروع کردم"

ژیوا

دیر نیا

بسیار سفر باید تا پخته شود خامی؛ صوفی نشود صافی تا درنکشد جامی...

با ری را راجع به ارتباطم با آدما که حرف میزنم؛ اول چشماش گرد میکنه و سرش یه نیم دایره میچرخونه و یه نیم میلی هم جلو میاد و با قاطعیت میگه: اشتباه کردی! یه وقتا صاف میزنه وسط برجکم!

تو اینطوری که اشتباهی بلند ترین برج دنیا رو با پله یه تنه بالا رفتی و از افتخاراتت خرسندی ولی با یه حرکت تو رو پرت میکنه پایین!

در واقع تو رو از اشتباهت که غرورِ چوسکی هم به خودت گرفتی و حتی ذره ای خودت مقصر نمیدونی و از اون غرور نابجا، پرت میکنه.

خواستم با جمله آره من قبول دارم ۵۰ دقیقه معطلی خیلی بده و اشتباه کردم ولی...

دوباره گفت ولی نداره توووو اشتباه کردی!

حرصم گرفت که داری دفاع میکنی باقیش گوش کن و یهو گفت: نگاه کن کسی که سرتایم اعلامی به موقع نمیرسه؛ آدمِ اَمن و مورد اعتمادی نیست.

تمام. منو با یه جمله مورد عنایت قرار داد و بعد از این همه سال...

دیگه روم نشد حتی با خنده بگم بزرگوار من سالهاست به قرارام دیر میرسم و کَکَم نمیگَزه! اصن انگار هیچی درون و اطراف من تکون نخورده و بعدش هم به زندگیم ادامه دادم ولی دیگران معطل شدن! انگار وقت برا من ثابت ولی با دیگران یه گردابِ سواله که واقعا چراااا هربار دیر میرسی؟

و هرباااار با جمله ای بابا مگه چقد دیر رسیدم؟ (۵۰ دقیقه!) حالا که رسیدم مهرِ حق به جانبی به هویتِ بی اعتمادیم میزنم و ....

هی....

تمام این سالا نون و پ ازم چی کشیدن؟ دوستی با یه آدم ناامن براشون چی داشته که هربار منو بخشیدن! بدتر اینکه از یه آدم ناامن، ناامید شی....

فکر میکنم به تمام قرارام که دیر رسیدم که نرسیدم حتی !

من هنوزم فکر نمیکردم زمان، انقدی مهم باشه که از تو یه آدم مورد اعتماد بسازه یا یه آدمِ هردمبیلِ خب حالا یکم دیر شد فقط!

وقتی ساعت ۳ قرار داری و تو ۳:۱۵ هول هولی بیرون میزنی و برات مهم هم نیست آدمِ مهمِ زندگیتُ عینِ لوبیا کاشتی و اون، اونقد سبز شده که شبیه سبزه روز ۱۳ام فروردین شده!....

تاحالا خودت کاشته شدی؟ (خانوم لوبیا) تاحالا منتظر موندی؟

یادته تا دقیقه نود آماده شدی که بری و یه آدمی مثل خودت حتی زنگ هم نزد و با یه پیام قرارتون کنسل کرد!؟ اونم قراری که حتی بیست دقیقه از تایمش گذشته بود.

چه حالی شدی؟ حس نکردی مهم نیستی؟! حسِ پَشم نداشتی؟

آره ری را من نباید کاری که خودم ازش ناراحت میشم؛ توو ارتباطم با آدما انجام بدم.

هرچی جلوتر میرم بیشتر میفهمم چقد پخته نیستم. چقد آدم نیستم!

دیر نیا چای سرد میشه. حرفا یادم میره، بارون تموم میشه. پرنده ها میرن. دنیا تموم میشه، قشنگیا، هوا، دیر نیا اصلا شاید من دیگه نباشم!...

ژیوا
Wed 17 Dec 2025
6:9 AM
درحال بارگذاری..