فرقِ من با من
مرا ببر آنجا که هست! این روزها بین نوشتن و دیدن مانده ام. بین شنیدن و نوشتن مانده ام این روزها حتی بین ماندن های طولانی هم مانده ام. کدامین راه مرا به خود بیشتر میرساند؟ رهایم کن.
رهایم کن تا که دستانم را بگیرم ....
کاش این تن خسته را که هنوز در پیِ دوست، انتظار میکشد با خود بیاورمش.....
نوشته های سالها پیش میخوندم دختر خانوم :))
چقددددد با منِ الانت فرق داری! داشتی.
اون موقع ها دنبال کسی بودی که نداشتیش و غصه میخوردی به دوری از خودت....
این موقع ها یه طوری به خودت چسبیدی که هرکی از راه میرسه پسش میزنی و ترس نزدیک شدن و دوری از خودت؛ پریشونت میکنه!
نمیخوای نزدیک شی به عمد دور میشی چون سرعت نزدیک شدنا بهت زیاده تو رو میترسونه....
چند شب پیش کم مونده بود اعتراف کنی من از نزدیک شدن زیادی و بی دلیل میترسم... :)
میترسی؟ نههههه تو نمیترسی تو فقط از شبیهِ بودن ها بیزاری....